احمد راسخی لنگرودی نویسنده و فلسفه پژوه در یادداشتی، پرده از افکار پلید آمریکا جهت سیطره بر منابع عظیم ایران با مستندات تاریخی برداشته است‌

به گزارش راکنا، احمد راسخی لنگرودی در این یادداشت که برای راکنا ارسال نموده، نوشته است:

با مراجعه به گوشه‌ای از تاریخ صد ساله اخیر می‌توان بخشی از آنچه که بر سرنوشت امروز کشور عزیز ما ایران می‌رود را بهتر شناخت.
در اینجا بد نیست برگی از تاریخ معاصر را پیش چشم آوریم: روزنامه نگار ایرانی در آستانه ملی شدن نفت در سال ۱۳۲۹ پس از آنهمه کشمکش‌ها و هزینه‌های سرسام‌آور سیاسی و اجتماعی در مصاحبه‌ای از مستر بوین وزیر خارجه وقت دولت انگلیس می‌پرسد: «شما از جان ما چه می‌خواهید؟ چرا نمی گذارید مردم این کشور روی آسایش ببینند؟ چرا این باندهای فاسد و سیاه‌کار را تقویت می‌کنید؟ چرا نمی گذارید یک حکومت ملی و علاقمند و دلسوز به حال ملت ایران، تشکیل گردد و چرا هر روز شکاف بین حکومت‌ها و ملت را زیادتر می‌کنید، چرا و چرا و چرا…؟ … از جان ما چه می‌خواهید!؟»

وزیر خارجه انگلستان در جواب پرسش روزنامه‌نگار ایرانی با خونسردی و آرامش تمام می‌گوید: اویل، اویل، اوایل!! (نفت، نفت، نفت!!)

چنین پاسخی یک افسانه یا توهم نیست، برشی است از واقعیت تاریخ. واقعیتی است از یک تراژدی که در صفحه تاریخ نقش بسته است. آنهم تراژدی سلطه بر منابع نفتی ایران توسط یک نظام سلطه‌گر، به موجب همین دارایی بود که این سرزمین طی چند دهه کانون حوادث شد و از جانب شرق و غرب در معرض تاخت و تاز و تهدید و فشار قرار گرفته و می‌گیرد.

آن زمان دندان تیز انگلستان نفت ایران را نشانه رفته بود و امروز نیز دندان تیز آمریکا. آری، دهه‌ها از آن تاریخ می‌گذرد، اما پنداری تاریخ، عرصه‌ی تکرار است. زمان می‌آید و می‌رود باز هم ما ایرانیان گرفتار همان بلیه تاریخی‌ایم؛ یعنی چشم طمع اجنبی به منابع نفتی ایران.

درست همین چند روز پیش بود که ترامپ تاجرپیشه با بی‌پروایی تمام به گونه‌ای دیگر همان خواسته تاریخی را بر زبان آورد و خاطرات رویدادهای منتهی به ملی شدن نفت را در یادها زنده کرد: «می‌خواهم نفت ایران را به دست آورم، چون یک تاجر هستم.»

این اولین بار نیست که رییس جمهور متوهم و تاجرپیشه آمریکا بر شیپور این خواسته استعماری می‌دمد، در طول جنگ رمضان و حتی پیش از آن نیز به مناسبت‌های مختلف بدون پرده‌پوشی، این خواسته استعماری را بر زبان آورد. گویی تسلط آسان بر نفت ونزوئلا در اقدامی نظامی، او را بیش از پیش رویایی کرد و بر سر ذوق آورد! فکر اراده ملی و مقاومت مردم ایران را نکرد! درکی هم از این مقوله نداشت.

کاش تمام هدف آمریکا در روند جنگ افروزی‌های خود فقط در همین نفت خلاصه می‌شد، چند دهه است که استکبار جهانی آمریکا نه تنها نفت که تمامیت سرزمینی ما را نشانه رفته است. او نه فقط بلعیدن منابع نفتی ایران که به فرموده رهبر شهید انقلاب، بلعیدن ایران را هدف گرفته است. چراکه حضور یک ایران قدرتمند، پهناور و مستقل را در منطقه، خطری بزرگ برای خود می‌داند. از اینرو این استکبار جهانی بنا دارد در فرصتی فراهم سرزمین ایران را چند تکه کند؛ به تکه‌های قابل کنترل و تسلط. خواه بخواهیم شعار مرگ بر آمریکا و اسراییل سردهیم یا ندهیم، از محور مقاومت حمایت کنیم یا نکنیم. غنی سازی را ادامه بدهیم یا ندهیم. دارای صنایع موشکی باشیم یا نباشیم. اشتباه نشود این یک شعار و ادعای توخالی از سر حب و بغض نیست. این طرحی است که در پیش از انقلاب یعنی دهه پنجاه از سوی پنتاگون ریخته شده و ریشه در آن دوران دارد.

در طول این دهه‌ها این کشور استکباری به انحای مختلف درصدد بود طرح استعماری خود را دنبال کند. یعنی آن زمان که هنوز انقلاب اسلامی شکل نگرفته بود، خبری از شعار انقلابی مخالفت با استکبار جهانی و مقابله با سیاست‌های توسعه طلبانه آمریکا نبود. پایگاه‌های نظامی هنوز در گوشه و نقاط ایران برپا بود. نفت ایران در دسترس آن کشور قرار داشت، مستشاران آمریکایی مثل مور و ملخ در نقاط حساس کشور حضور داشتند و روابط شاه با آمریکا خوب بود. در یک کلام؛ ایران هنوز حیاط خلوت آمریکا محسوب می‌شد. هدف، تجزیه ایران بود، صرف نظر از اینکه چه فردی یا چه نظام و حکومتی در ایران بر سر کار بوده باشد.

آری، موجودیت کشور پهناور و مستقل و یکپارچه‌ای همچون ایران، قابل تحمل برای کشور جهان‌خواری چون آمریکا نیست. باید آن را به پاره‌های کوچک تقسیم کند؛ حال با کودتای داخلی شده یا با ترور رهبران سیاسی و فرماندهان نظامی، و با نابودی زیرساخت‌های ایران. مهم برقراری چتر گسترده سلطه بر تمامیت این کشور است و چپاول منابع زیرزمینی و ذخایر نفتی.

اعترافات صریح مقامات ارشد سابق آمریکا و رییس جمهور فعلی این کشور در روزهای اخیر، شاهدی است بر این مدعا.
ترامپ نفت‌خوار و تجزیه طلب در ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ در پاسخ به این پرسش خبرنگار که: آیا فکر می‌کنید نقشه ایران بعد از همه‌ی اینها همین شکل می‌ماند؟ می‌گوید: «نمیتوانم بگویم، احتمالا نه!» یا شدیدتر از آن در شبکه اجتماعی «تروت سوشیال» می‌نویسد: «امشب یک تمدن کامل از میان خواهد رفت و هرگز باز نخواهد گشت، من نمی‌خواهم چنین اتفاقی بیفتد، اما احتمالاً رخ خواهد داد.»

بدون تردید این برنامه آمریکاست که از زبان ناپاک رییس‌جمهور معلوم‌الحالی چون ترامپ واگویه می‌شود. فریب خوردگان بیگانه پرست داخلی بدانند گزافه‌گویی ترامپ بخشی است از برنامه کلان پنتاگون که سرنگونی شش کشور دیگر را شامل می‌شود.

این کشورها عبارتند از: سوریه، لبنان، لیبی، سومالی، سودان و عراق که قرار است طی یک برنامه پنج ساله همه این کشورها تسخیر و تجزیه شوند. (بخارا، شماره ۱۷۲، بهمن و اسفند ۱۴۰۴، محمود امیدسالار، «پاسخ شاهنامه به حملات به ایران»، ص ۴۱)

اینکه آمریکای جهان‌خوار در پیشبرد این برنامه‌ی استعماری خود، تماما با موفقیت روبرو خواهد شد یا نه؟ باید دید و قضاوت کرد.