به گزارش راکنا، ذوالفقار شریعت در این یادداشت مینویسد:
خبرنگاری، حرفهای برای کسب شهرت یا دسترسی به میزهای ویژه و مراسمهای تشریفاتی نیست؛ رسالتی اجتماعی است که بر دوش انسانهایی قرار میگیرد که حقیقت را بر منفعت، وجدان را بر مصلحت و منافع عمومی را بر روابط شخصی ترجیح میدهند. ارزش خبرنگار نه به کارت خبرنگاری، نه به تعداد عکسهای یادگاری با مدیران و نه به حضور در نشستهای رسمی، بلکه به میزان اعتمادی است که مردم به قلم و صدای او دارند.
جامعهی امروز بیش از آنکه از کمبود رسانه رنج ببرد، از کمبود رسانههای مستقل و خبرنگاران شجاع آسیب میبیند. رسانهای که نتواند از حق مردم دفاع کند، فساد را آشکار سازد، ناکارآمدی را نقد کند و از مسئولان پاسخ بخواهد، تنها نام رسانه را با خود یدک میکشد.
خبرنگار واقعی، صدای کارگری است که حقوقش ماهها پرداخت نشده، صدای بیماری است که از هزینه درمان ناتوان مانده، صدای کشاورزی است که محصولش نابود شده، صدای جوانی است که فرصت شغلی ندارد و صدای مردمی است که کسی حاضر نیست دردشان را بشنود. او از متن جامعه میآید و به متن جامعه پاسخگوست.
اما در کنار این گروه، پدیدهای نگرانکننده نیز شکل گرفته است؛ «خبرنگارنماها». کسانی که رسانه را نه ابزار آگاهیبخشی، بلکه نردبانی برای منافع شخصی میبینند. آنان قلم را با هدیه، رانت، تبلیغات، سفر، قرارداد یا وعدههای رنگارنگ معامله میکنند و حقیقت را پشت مصلحتهای شخصی پنهان میسازند.
خبرنگارنما معمولاً منتقد ضعیفان و ستایشگر قدرتمندان است. برای مطالبه حق مردم شجاعت ندارد، اما در تمجید از مدیران، واژه کم نمیآورد. از روابط عمومیها ارتزاق میکند و استقلال حرفهای را به بهای اندکی واگذار میکند. گزارش سفارشی را به جای روزنامهنگاری حرفهای مینشاند و سکوت در برابر خطاها را «تعامل» مینامد.
خطر خبرنگارنماها کمتر از سانسور نیست. سانسور حقیقت را پنهان میکند، اما خبرنگارنما حقیقت را تحریف میکند؛ تصویری میسازد که در آن همه چیز عالی است، همه مدیران موفقاند و همه مشکلات در آستانه حل شدن قرار دارند، در حالی که مردم هر روز واقعیت دیگری را با زندگی خود لمس میکنند.
خبرنگار مردمی اما معیار دیگری دارد. او مستقل است؛ نه وابسته به جناحی خاص و نه اسیر منافع اقتصادی. شجاع است؛ از تهدید نمیترسد و حقیقت را فدای امنیت شخصی یا موقعیت شغلی نمیکند. صادق است؛ خبر را نه کم میکند و نه بزرگنمایی. منصف است؛ موفقیتها را میبیند، اما کاستیها را نیز بیپرده بیان میکند. مسئولیتپذیر است؛ پیش از انتشار هر خبر، صحت آن را میآزماید و حرمت انسانها را حفظ میکند. مردمی است؛ خود را نماینده افکار عمومی میداند، نه سخنگوی صاحبان قدرت.
جامعهای که خبرنگارانش استقلال داشته باشند، فساد در آن کمتر، شفافیت بیشتر و پاسخگویی مسئولان جدیتر خواهد بود. اما هرجا رسانه به تریبون تبلیغاتی تبدیل شود، اعتماد عمومی فرومیریزد و فاصله میان مردم و حاکمیت بیشتر میشود.
روز خبرنگار، روز تقدیر از کسانی نیست که تنها دوربین یا قلم در دست دارند؛ روز احترام به وجدانهای بیداری است که حقیقت را معامله نمیکنند. این روز، بیش از آنکه جشن باشد، یادآوری مسئولیتی سنگین است؛ مسئولیت دفاع از حق، ایستادن کنار مردم و مقاومت در برابر تحریف واقعیت.
امروز، جامعه نه به خبرنگاران بیشتر، بلکه به خبرنگاران بهتر نیاز دارد؛ انسانهایی که بتوانند میان حقیقت و منفعت، حقیقت را انتخاب کنند؛ میان مردم و قدرت، در کنار مردم بایستند و میان سکوت و مطالبهگری، صدای عدالت باشند. اگر رسانه چنین رسالتی را فراموش کند، دیگر هرچقدر هم پرمخاطب باشد، از جایگاه واقعی خود فاصله گرفته است.
هفدهم مرداد باید روز تجدید پیمان با اخلاق حرفهای، استقلال رسانه، شجاعت در مطالبهگری و وفاداری به حقیقت باشد؛ روزی که خبرنگاران، پیش از آنکه از دیگران انتظار احترام داشته باشند، بار دیگر از خود بپرسند که قلمشان در خدمت مردم است یا در خدمت منفعت؟












Friday, 21 August , 2026