ذوالفقار شریعت، روزنامه‌نگار و دانش‌آموخته حقوق بین‌الملل عمومی در این یادداشت معتقد است: تمدید آتش‌بس سه هفته‌ای میان رژیم صهیونسیتی و لبنان، تحولی مهم است که فراتر از مرزهای دو کشور، بر معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی، به ویژه منازعه میان ایران و آمریکا، تأثیر می‌گذارد. این آتش‌بس، با کاهش موقت ریسک درگیری مستقیم، فرصت‌هایی را برای هر دو طرف فراهم می‌آورد؛ از تثبیت بازدارندگی ایران تا امکان تمرکز آمریکا بر سایر چالش‌های جهانی. اما پرسش کلیدی این است که آیا این آرامش موقتی، زمینه را برای گفت‌وگوهای جدی‌تر فراهم می‌کند یا صرفاً به تعلیقی شکننده در بحران منجر خواهد شد؟

به گزارش راکنا، ذوالفقار شریعت در ادامه، پیامدهای اصلی این تمدید آتش‌بس بر مناقشات آمریکا و ایران را در چند محور بررسی نموده است:

 

 ۱. کاهش موقت ریسک جنگ مستقیم، نه حذف آن

یکی از مهم‌ترین پیامدهای تمدید آتش‌بس، کاهش موقت احتمال سرریز شدن تنش‌ها به یک درگیری مستقیم‌تر میان آمریکا و ایران است.

محور تنش در ماه‌های اخیر افزون بر غزه، به طور جدی روی جبهه شمالی سرزمین‌های اشغالی با لبنان متمرکز بوده است. هرگونه تشدید گسترده در این جبهه می‌توانست رژیم صهیونسیتی را به درخواست حمایت عملیاتی و سیاسی بیشتر از آمریکا ترغیب کند و سطح درگیری با حزب‌الله را به آستانه‌ای برساند که واکنش‌های متقابل سایر بازیگران از جمله ایران را ناگزیر سازد.

تمدید آتش‌بس به این معناست که واشنگتن فعلاً از سناریوی خطرناک ورود به یک جنگ چندجبهه‌ای فاصله گرفته و برای تهران نیز خطر درگیر شدن ناخواسته با آمریکا کاهش یافته است.

با این حال، این کاهش ریسک ماهیتی موقتی دارد و بیش از آنکه پایان یک بحران باشد، نوعی تعلیق در بحران محسوب می‌شود. شکاف‌های ساختاری میان طرف‌ها همچنان پابرجاست و پرونده‌هایی مانند غزه، برنامه هسته‌ای ایران و حضور منطقه‌ای هنوز فعال و تنش‌زا هستند.

نتیجه آنکه آتش‌بس بیشتر یک وقفه و تنفس استراتژیک است تا نقطه پایان اختلافات.

 

 ۲. فرصت برای واشنگتن در مدیریت هم‌زمان چند بحران

از دید دولت متجاوز آمریکا، آتش‌بس در جبهه لبنان کارکرد مهمی دارد: کاهش فشار فوری در شرق مدیترانه و فراهم شدن فرصت برای تمرکز نسبی بر سایر پرونده‌ها.

نخست آنکه با کاهش درگیری، احتمال حملات به پایگاه‌ها و نیروهای آمریکا در منطقه کمتر می‌شود و هزینه‌های امنیتی قابل کنترل‌تر خواهد بود.

دیگر آنکه واشنگتن می‌تواند منابع خود را از درگیری‌های فرسایشی خاورمیانه به سمت رقابت با چین و مدیریت بحران اوکراین هدایت کند.

در مجموع از نگاه آمریکا، آتش‌بس لبنان فرصتی برای کنترل هزینه‌ها و جلوگیری از گسترش مداخله نظامی در منطقه است.

 

 ۳. فرصت برای ایران؛ تثبیت بازدارندگی بدون تجاوز از آستانه جنگ

برای ایران نیز تمدید آتش‌بس میان اسرائیل و لبنان پیامدهایی دارد.
این آتش‌بس به تهران اجازه می‌دهد نقش بازدارنده خود را حفظ کند، بدون آنکه ناچار به ورود به جنگی فراگیر شود. تا پیش از آتش‌بس، خطر بروز درگیری گسترده‌تر میان حزب‌الله و رژیم صهیونی، تهران را در معرض تصمیم‌های پرهزینه‌تر قرار می‌داد.

اکنون ایران می‌تواند با حفظ موقعیت بازدارندگی، در سایر حوزه‌ها مانند پرونده هسته‌ای یا مسائل اقتصادی، با آرامش بیشتری تصمیم‌گیری کند و از فرسایش منابع نظامی خود پیشگیری نماید.

به طور کلی، آتش‌بس فرصتی برای ادامه استراتژی «بازدارندگی همراه با کنترل تنش» برای ایران فراهم می‌کند.

 

 ۴. اثر آتش‌بس بر معادله فشار و مذاکره

تمدید آتش‌بس لبنان روی توازن فشار و مذاکره میان تهران و واشنگتن نیز اثر می‌گذارد.

از یک سو برای آمریکا، کاهش درگیری در لبنان به معنای از دست رفتن یک ابزار فوری فشار علیه ایران است. از سوی دیگر، برای ایران هم آرام‌تر شدن میدان باعث محدود شدن بخشی از اهرم‌های فشار غیرمستقیم بر واشنگتن می‌شود.

از آنجا که احتمال درگیری گسترده کاهش می‌یابد، زمینه برای پیام‌رسانی‌های غیرمستقیم یا مذاکره از مسیرهای دیگر تقویت می‌شود. البته آتش‌بس به خودی خود به معنای گشایش در روابط نیست، اما مانعی بزرگ را از سر راه هرگونه ابتکار دیپلماتیک احتمالی برمی‌دارد.

 

 ۵. بازتاب‌های منطقه‌ای: از عراق تا خلیج فارس

تأثیر تمدید آتش‌بس لبنان فقط محدود به مرز شمالی رژیم صهیونسیتی نیست و بر رفتار بازیگران دیگر هم اثر می‌گذارد.

در عراق و سوریه، کاهش خطر گسترش درگیری باعث می‌شود احتمال حملات متقابل میان گروه‌های مسلح و نیروهای آمریکایی نیز کمتر شود. واشنگتن در چنین فضایی ترجیح می‌دهد درگیری‌های محلی را کنترل کند تا آتش‌بس لبنان با چالشی تازه مواجه نشود. برای ایران هم حفظ آرامش در این کشورها به معنای تقویت چهره خود به عنوان بازیگر کنترل‌کننده بحران است.

در خلیج فارس و بازار انرژی نیز هرگونه آتش‌بس پایدارتر ریسک شوک‌های امنیتی را کاهش می‌دهد. چنین ثباتی هم به نفع واشنگتن است که به قیمت انرژی پایین‌تر نیاز دارد، و هم برای تهران که از تشدید تحریم‌ها یا تهدید در خطوط حمل‌ونقل انرژی دوری می‌کند.

بنابراین می‌توان گفت کاهش تنش در لبنان منافعی مشترک برای دو کشور در سطح منطقه ایجاد می‌کند.

 

 ۶. سناریوهای پیش رو در مناقشه ایران و آمریکا

تمدید آتش‌بس لبنان را می‌توان سرآغاز سه سناریوی اصلی در مناقشه ایران و آمریکا دانست.

الف) سناریوی آرام‌سازی مدیریت‌شده:

آتش‌بس چند بار تمدید شده و به حالتی نیمه‌پایدار توأم با گفت‌وگوهای محدود و غیررسمی تبدیل می‌شود. در این صورت تنش‌ها کاهش می‌یابد، بدون آنکه توافقی بزرگ شکل گیرد.

ب) سناریوی تعلیق شکننده: آتش‌بس، عمر کوتاهی دارد و با وقوع حادثه‌ای امنیتی فرو می‌پاشد. تنش‌ها دوباره بالا گرفته و دست‌کم در کوتاه‌مدت به نقطه پیشین بازمی‌گردد.

ج) سناریوی بازآرایی میدان: نه آرامش کامل برقرار می‌شود، نه جنگی گسترده شکل می‌گیرد. هر دو طرف از وقفه استفاده می‌کنند تا مواضع خود را تقویت و خطوط تماس را بازتعریف کنند.

نتیجه آن‌که وضعیت نه جنگ و نه صلح ادامه می‌یابد، فقط شکل تقابل تغییر می‌کند.

 

جمع‌بندی:

تمدید آتش‌بس میان رژیم صهیونسیتی و لبنان، در ظاهر تحولی محدود در مرزی خاص است، اما در عمق خود، نقشی تعدیل‌کننده در منازعه پیچیده ایران و آمریکا ایفا می‌کند. این تحول، ریسک فوری درگیری گسترده را کاهش داده و برای هر دو طرف، فرصتی برای ارزیابی مجدد و بازتنظیم استراتژی‌های منطقه‌ای فراهم کرده است.

از یک سو، این وقفه فرصتی برای تقویت و تثبیت قدرت بازدارندگی نیروهای مسلح ایران فراهم می‌آورد تا بدون ورود به درگیری‌های پرهزینه، موقعیت منطقه‌ای خود را حفظ کنند. در سوی دیگر، کاهش تنش‌های نظامی و دوری از خطر یک جنگ فراگیر، به جناح‌های مخالف جنگ در داخل آمریکا «که نگرانی‌های مدنی و اقتصادی دارند» اجازه می‌دهد تا با فشارهای خود بر دولت، خواستار کاهش تنش و تمرکز بر مسائل داخلی یا دیپلماسی شوند.

این وضعیت، به ویژه در دوره‌های انتخاباتی یا زمانی که فشارهای داخلی بر سیاست خارجی افزایش می‌یابد، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

با این حال، ریشه‌های اصلی اختلاف میان تهران و واشنگتن همچنان پابرجاست و این وضعیت بیش از آنکه پایان بحران باشد، یک وقفه راهبردی موقت تلقی می‌شود. آینده این آتش‌بس و تأثیر آن بر مناقشه ایران و آمریکا، به نحوه استفاده طرفین از این فرصت بستگی دارد. اگر بتوانند از این وقفه برای کاهش پایدار تنش و باز کردن مسیر گفت‌وگو استفاده کنند، ممکن است شاهد ثبات نسبی‌تری در منطقه باشیم. در غیر این صورت، این دوره آرامش تنها فرصتی کوتاه برای تجدید قوا و بازگشت به چرخه تنش خواهد بود.