یک تحلیل‌گر فوتبال معتقد است که عملکرد خط دفاع استقلال خوزستان هفته‌هاست به پاشنه‌آشیل این تیم تبدیل شده؛ ایراداتی تکراری در پرس، یارگیری، دفاع روی سانترها و کرنرها که نه‌تنها برطرف نشده، بلکه هر بازی بیش از قبل نمایان می‌شود و حریفان به‌راحتی از آن به گل می‌رسند.

به گزارش سرویس ورزشی راکنا، محسن بابادی مربی و تحلیل‌گر فوتبال در این خصوص می‌نویسد:

بارها و بارها گفته‌ام و همه بینندگان و اهالی فوتبال نیز با چشم خود دیده‌اند که خط دفاعی استقلال خوزستان مهاجمان حریف را تحت فشار نمی‌گذارد و به آن‌ها اجازه می‌دهد با آسودگی کامل کار کنند. وقتی تیم حریف در فاز تهاجمی بدون پرس و یارگیری بازی می‌کند، طبیعی است که بتواند یک‌و‌دو بزند، سرعت بازی را بالا ببرد، جابه‌جایی مداوم داشته باشد، بازی ترکیبی انجام دهد، به‌راحتی سانتر کند، روی سانترها و کرنرها موقعیت گل بسازد و حتی با شوت‌زنی دروازه را تهدید کند؛ خلاصه هر کاری که به گل ختم می‌شود.

این مسأله زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که عدم پرس و یارگیری در نزدیکی یا داخل محوطه جریمه رخ می‌دهد؛ جایی که بازیکنان حریف بدون مزاحمت، چه با توپ و چه بدون توپ، آزادانه فعالیت می‌کنند و حتی ساده‌ترین صحنه‌های بازی می‌تواند به گل خوردن نماینده خوزستان منجر شود. حدود ۱۵ بازی است که این مشکلات را می‌دانیم و بارها نیز تکرار کرده‌ایم، اما کادر فنی استقلال خوزستان به‌جای رفع ایرادات، ابتدا بهانه پرداخت نشدن دستمزد بازیکنان و حالا بهانه نداشتن و جذب نکردن بازیکن در نیم‌فصل را مطرح می‌کند.

سؤال اینجاست؛ مگر همین بازیکنانی که در اختیار تیم هستند، حرفه‌ای نیستند و در بالاترین سطح فوتبال کشور، یعنی لیگ برتر، بازی نمی‌کنند؟ مگر کادر فنی مدرک مربیگری A آسیا و مربی حرفه‌ای ندارد؟ پس چرا نمی‌توانند با طراحی چند تمرین ساده، ایراداتی را برطرف کنند که ۱۵ بازی است تیم از همان‌ها، به‌خصوص روی سانترها و کرنرها، ضربه می‌خورد و گل دریافت می‌کند؟

استقلال خوزستان نه‌تنها از کناره‌های خط دفاعی به حریف اجازه بازی‌سازی، نفوذ به عمق و ارسال می‌دهد، بلکه در دفاع روی همین ارسال‌ها نیز عملکرد مناسبی ندارد؛ بازیکن هدف را شناسایی نمی‌کند و در اکثر مواقع سر اول را حریف می‌زند و توپ تبدیل به گل می‌شود. تمامی حریفان متوجه شده‌اند این تیم روی ضربات کرنر برنامه مشخصی برای خنثی کردن حملات ندارد؛ یارگیری و جای‌گیری مدافعان ضعیف است و با این روند، بعید نیست در بازی‌های آینده هر کرنر به یک گل تبدیل شود.

نه در هفته‌های شانزدهم و هفدهم و نه در دیدار مقابل استقلال تهران، روی ارسال‌ها تمرکز کافی وجود داشت. حتی توپ‌هایی که دفع شدند، عمدتاً به داخل یا پشت محوطه و جلوی پای بازیکنان حریف افتاد تا ایراد بعدی استقلال خوزستان، یعنی نداشتن برنامه برای توپ‌های سوم، باعث شکل‌گیری موج‌های دوم و سوم حمله رقبا شود.

عمق دفاع این تیم پس از تعطیلات نیم‌فصل نیز پراشتباه‌تر و خطرناک‌تر از نیم‌فصل نخست نشان داده است. کادر فنی باید تمرینات تحت فشار در فضاهای فشرده و زمین‌های کوچک را جدی‌تر دنبال کند تا تیم این‌قدر «پاستوریزه» بازی نکند. تمریناتی برای بهبود یارگیری، پرس بازیکن و توپ در یک‌سوم دفاعی، دفاع منطقه‌ای، من‌تومن، قطع توپ، دفع هدفمند توپ، دور کردن توپ از دروازه و تصاحب توپ‌های سوم برای طراحی ضدحمله، حداقل‌هایی است که می‌تواند به‌عنوان تاکتیک‌های پایه این تیم مورد توجه قرار گیرد.

واقعاً مشخص نیست چرا پس از این همه بازی، هنوز این مسائل ساده برطرف نشده‌اند. حتی اگر تیمی از لیگ‌های پایین‌تر یا از کشورهایی مثل پاکستان و هند هم بیاید، با دیدن یکی‌دو فیلم از بازی‌های آبی‌پوشان دیار کارون، به‌راحتی این ایرادات را تشخیص داده و از همین نقاط ضعف به گل می‌رسد. به نظر می‌رسد پس از تعطیلات نیم‌فصل، آمادگی بدنی و تمرکز خط دفاعی کاهش یافته و نیاز به تمرینات ویژه در این زمینه کاملاً احساس می‌شود.

هنر یک مربی آن است که با داشته‌ها و ظرفیت‌های موجود تیم بسازد و ایرادات را برطرف کند، نه اینکه صرفاً همه چیز را به جذب بازیکن جدید گره بزند. اگر مشکل به‌درستی شناسایی نشود و برای آن راهکار فنی اندیشیده نشود، حتی با بهترین بازیکنان هم همان مشکل تکرار خواهد شد؛ چون اصل ماجرا حل نشده است.

تا کی باید شاهد تماشاگر بودن مدافعان استقلال خوزستان مقابل بازی حریف باشیم؟ چه کسی باید بازی‌سازی حریف را خراب کند، توپ‌ها را قطع کند، روی کرنرها یارگیری دقیق داشته باشد و بازیکنان سرزن حریف را شناسایی و مهار کند؟ چرا هنوز ضدحملات تیم باری‌به‌هرجهت است و مثل دیدار هفته سوم مقابل استقلال تهران، حمایتی از مهاجم و بازیکن ضدحمله‌زننده توسط وینگرها و خط میانی دیده نمی‌شود؟
مجموعه این مسائل نشان می‌دهد یک جای کار به‌طور جدی ایراد دارد و به احتمال زیاد کادر فنی توانایی طراحی تمرینات متناسب با این مشکلات را ندارد. اشتباهات فردی و پاس‌های غلط درون و اطراف محوطه جریمه آن‌قدر زیاد شده که حریفان آرزوی بازی مقابل استقلال خوزستان را دارند.

در خط حمله نیز، همان موقعیت‌های محدود ایجادشده در طول فصل به‌سادگی از دست می‌رود. از آقای خلیفه‌اصل که خود مهاجم بزرگی بوده، انتظار می‌رود تمرینات مؤثرتری برای خط حمله طراحی کند و بازیکنانش را بهتر توجیه کند. بازیکن نگرفتن به‌جای خود، اما همین بازیکنان حرفه‌ای باید بتوانند حداقل یک ضربه ساده و تمام‌کننده را به گل تبدیل کنند.

این انتقادات از سر دلسوزی و تعصب به تیم محبوب استان است، نه تخریب و انتقاد غیرفنی. اما وقتی یک فصل تمام این مسائل گفته می‌شود و گوش شنوایی وجود ندارد، ناچار باید ایرادات فنی را شفاف‌تر از همیشه مطرح کرد؛ به امید آن‌که این‌بار به گوش کادر فنی استقلال خوزستان برسد.