به گزارش راکنا، دکتر سارا شریعت در این یادداشت مینویسد:
ترامپ در سیاست نیز اغلب با همین منطق حرکت میکند: بزرگنمایی، تهدید، پیشبینیناپذیری، تغییر مداوم نقطه آغاز مذاکره، فرسودهکردن حریف و اعلام پیروزی پیش از پایان بازی. او میخواهد طرف مقابل نداند مرز بعدی تهدید کجاست. همین ابهام، بخشی از قدرت اوست.
از منظر روانشناسی سیاسی، این رفتار را نباید لزوماً «هذیان» یا بیماری روانی نامید. بدون ارزیابی بالینی، چنین تشخیصی علمی نیست. اما میتوان از خودبزرگبینی سیاسی، نیاز شدید به نمایش قدرت، رقابتجویی، تحمل پایین برای شکست و استفاده ابزاری از غیرقابلپیشبینی بودن سخن گفت.
آخرین نمونه، ادعای او درباره تنگه هرمز است؛ جایی که سخن از پیروزی و کنترل، به ادعای تعلق و قلمرو آمریکا میرسد. فارغ از اینکه چنین سخنی را باید بلوف، تهدید، تاکتیک مذاکره یا ترکیبی از اینها دانست، نکته روانشناختی مهم آن است که او با بزرگکردن ادعا، زمین بازی را جابهجا میکند. حریف به جای بحث درباره اصل مسئله، ناچار میشود به ادعای افراطی پاسخ دهد.
این همان منطق میز قمار است: حریف را گیج کن، او را در وضعیت عدم اطمینان نگه دار، ریسک را بالا ببر و نگذار بداند حرکت بعدی چیست.
در اینجا «بازی کثیف» نیز الزاماً یک ناسزا نیست؛ یک مفهوم است. کثیف یعنی چیزی که در جای خود نیست. مو، ذاتاً کثیف نیست، اما وقتی در غذا قرار میگیرد، کثیف تلقی میشود؛ زیرا چیزی در جایی قرار گرفته که به آن تعلق ندارد. در سیاست نیز هنگامی که منطق بلوف، فریب، تهدید و قمار با سرنوشت انسانها و کشورها درهم میآمیزد، میتوان از «بازی کثیف» سخن گفت.
خطر اصلی همینجاست: وقتی منطق میز قمار وارد میز سیاست میشود، قواعد بازی نیز تغییر میکند. بازارها، افکار عمومی و حتی امنیت کشورها میتوانند تحت تأثیر یک جمله، یک تهدید یا یک ادعای ناگهانی قرار گیرند.
ترامپ الزاماً نمیخواهد همه ادعاهایش را باور کنند؛ گاهی میخواهد دیگران را وادار کند که نتوانند پیشبینی کنند او واقعاً تا کجا حاضر است پیش برود. این پیشبینیناپذیری، برای او میتواند خودِ قدرت باشد.
در نهایت، مسئله فقط ترامپ نیست؛ مسئله ورود منطق قمار به سیاست جهانی است: جایی که بلوف میتواند جای استدلال بنشیند، نمایش پیروزی جای نتیجه واقعی را بگیرد و مرز میان مذاکره، تهدید و فریب هر روز کمرنگتر شود.
ترامپ، سیاست را به میز املاک و قمار نبرده است؛ او تلاش میکند قواعد آن میزها را به سیاست تحمیل کند. و وقتی قواعد میز قمار وارد سیاست میشود، دیگر فقط یک نفر بازی نمیکند؛ گاهی سرنوشت یک جهان در حال بازی است.
کاش روزی سیاست، به جای آنکه میدان قمار قدرت باشد، میدان حکمت باشد؛ چنانکه افلاطون آرزو داشت زمام حکومت به دست فیلسوفان و حکیمان سپرده شود، نه آنان که شیفته قدرتاند.












Friday, 21 August , 2026