سارا شریعت، دکتری روان‌شناسی و پژوهشگر حوزه استراتژی در یادداشتی تحلیلی به ابعاد مختلف پیمان مکه میان سه کشور عربستان، پاکستان و ترکیه پرداخته است.

به گزارش راکنا، دکتر سارا شریعت در این یادداشت می‌نویسد:

پیمان دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان را باید فراتر از یک توافق نظامی دید؛ این پیمان می‌تواند نشانه‌ای از تغییر در معماری امنیتی و ژئوپلیتیکی جهان اسلام باشد. از این رو، برای ایران و کشورهای دارای منافع مشترک، نه صرفاً یک تهدید، بلکه ترکیبی از فرصت، تهدید و چالش است.

 

نقاط قوت

ترکیب ظرفیت‌های سه کشور، مهم‌ترین نقطه قوت پیمان است: عربستان با انرژی و توان اقتصادی، ترکیه با قدرت نظامی و صنایع دفاعی و پاکستان با توان نظامی و ظرفیت بازدارندگی هسته‌ای. این مجموعه می‌تواند هزینه هرگونه تهدید نظامی را افزایش داده و به امنیت منطقه کمک کند.

 

نقاط ضعف و چالش‌ها

منافع عربستان، ترکیه و پاکستان در همه مسائل منطقه‌ای یکسان نیست. اختلاف دیدگاه درباره ایران، آمریکا و بحران‌های منطقه می‌تواند انسجام پیمان را محدود کند. بنابراین، چالش اصلی این است که آیا این همکاری می‌تواند از یک توافق سیاسی به یک ائتلاف دفاعی پایدار و منسجم تبدیل شود یا خیر؟

 

فرصت‌ها

اگر پیمان، رویکردی دفاعی داشته باشد، می‌تواند به افزایش بازدارندگی، امنیت انرژی و تجارت و کاهش احتمال جنگ کمک کند. فرصت بزرگ‌تر، تبدیل آن به یک سازوکار امنیت جمعی کشورهای اسلامی و مشارکت تدریجی سایر کشورهای منطقه است.

 

تهدیدها

خطر اصلی زمانی ایجاد می‌شود که پیمان از بازدارندگی دفاعی به سمت مهار یک کشور یا تشکیل یک بلوک رقیب حرکت کند. در این صورت، احتمال قطبی‌شدن منطقه، مسابقه تسلیحاتی و افزایش تنش میان ایران و کشورهای عربی بیشتر خواهد شد. همچنین میزان وابستگی این ائتلاف به آمریکا و نوع رابطه آینده اعضا با اسرائیل، از متغیرهای مهمی است که باید با دقت رصد شود.

 

هشدار راهبردی به ایران

ایران نباید پیمان مکه را بلافاصله یک تهدید تلقی کند؛ اما بی‌تفاوتی نسبت به آن نیز یک خطای راهبردی است.

تهدید واقعی زمانی شکل می‌گیرد که یک معماری امنیتی جدید در منطقه بدون حضور ایران تثبیت شود و سپس علیه منافع تهران به کار گرفته شود. بنابراین، ایران باید به‌جای واکنش انفعالی، با دیپلماسی فعال، اعتمادسازی با عربستان و ترکیه و گفت‌وگوی امنیتی منطقه‌ای تلاش کند مسیر این پیمان را تحت تأثیر قرار دهد.
کشورهای همسو با ایران نیز باید همین رویکرد را داشته باشند: نه تقابل شتاب‌زده و نه بی‌تفاوتی؛ بلکه رصد، ارزیابی و اثرگذاری.

 

جمع‌بندی

پیمان مکه می‌تواند ابزار بازدارندگی و ثبات باشد یا در صورت قطبی‌شدن، به عاملی برای افزایش رقابت و ناامنی تبدیل شود.

مسئله اصلی برای ایران این نیست که صرفاً با این پیمان موافق یا مخالف باشد؛ بلکه باید مشخص کند در نظم امنیتی آینده منطقه چه نقشی خواهد داشت.

هشدار نهایی این است: اگر ایران در شکل‌دهی به معماری امنیتی آینده منطقه نقش فعال نداشته باشد، ممکن است ناچار شود در آینده با نظمی روبه‌رو شود که دیگران آن را بدون حضور تهران طراحی کرده‌اند.