امین یزدانی تحلیلگر و پیشکسوت فوتبال در گفتوگو با خبرنگار ورزشی راوی کار، گفت: فوتبال امروز فراتر از یک ورزش و سرگرمی است؛ صنعتی جهانی که علاوه بر ایجاد هیجان برای میلیونها تماشاگر، گردش مالی عظیمی را وارد اقتصاد کشورها میکند. حق پخش تلویزیونی، تبلیغات محیطی، فروش برند و محصولات باشگاهی، قراردادهای اسپانسری، بازاریابی آکادمیها و حتی فروش نام ورزشگاهها، منابع عمده درآمد باشگاههای حرفهای در جهان هستند؛ درآمدهایی که نظام باشگاهداری را از وابستگی به دولتها جدا کرده و به یک فعالیت اقتصادی مستقل تبدیل کردهاند.
اما سهم فوتبال ایران از این چرخه مدرن چیست؟ تقریباً هیچ. باشگاهها نه فقط درآمدزا نیستند، بلکه با پایان هر فصل بخش بزرگی از هزینههای خود را پذیرفتهشده و طبیعی، از دولت یا مجموعههای شبهدولتی طلب میکنند. درحالیکه در فوتبال اروپا، باشگاهی که بدهکار شود با سقوط به رده پایینتر روبهرو خواهد شد، در ایران، بدهیها نه خط قرمز، بلکه بیمهنامهای برای ادامه بقاست؛ باری که هر فصل سنگینتر میشود و باز هم روی دوش دولت میافتد.
وی ادامه داد: نگرانکنندهتر آنکه بسیاری از باشگاههای بزرگ حتی زمین تمرین استاندارد ندارند، چه رسد به آکادمی و تیمهای پایه. در چنین شرایطی، سخن گفتن از «باشگاهداری حرفهای» بیشتر شبیه شوخی است. وقتی زیرساختها وجود ندارد، چگونه میتوان انتظار داشت که فوتبال جذاب، تولید استعداد گسترده یا بازیهای چشمنواز داشته باشیم؟
یزدانی افزود: راه نجات تنها از مسیر اصلاح ساختار باشگاهها میگذرد؛ از الگوگیری از کشورهای صاحب فوتبال، تا ایجاد زیرساختهای سختافزاری و نرمافزاری و قطع وابستگی مالی به دولت. این مسیر، کوتاهمدت و فوری نیست، اما تنها راه عبور از وضع فعلی است.
داربی پایتخت؛ تماشاگر دارد، اما فوتبال نه
بازیکن سالهای دور منتخب خوزستان بیان داشت: زمانی که باشگاهها درآمدی از پخش تلویزیونی ندارند، چه انگیزهای برای ارائه فوتبال زیبا باقی میماند؟ در کشورهایی مانند انگلستان، اسپانیا، آلمان، ایتالیا، پرتغال، ترکیه، آرژانتین و برزیل، بیش از ۷۰ درصد درآمد باشگاهها از حق پخش تلویزیونی تأمین میشود. در آنجا «زیبا بازی کردن» شرط بقاست، نه یک انتخاب. اگر تیمها جذاب بازی نکنند، بیننده تلویزیونی کاهش مییابد، درآمد باشگاه پایین میآید، و زیان مالی بهسرعت دیده میشود.
اما در ایران، چه تیمها زیبا بازی کنند، چه بد و بیکیفیت، باشگاهها هیچ سهمی از پخش زنده ندارند. بنابراین، در داربیها «نباختن» اولویت است، نه «بردن» و نه «زیبا بازی کردن». همان بازی تکراری، بیریتم و محتاطانه، کافی است تا باشگاه بدون نگرانی از کاهش درآمد، فصل را بگذراند.
از سوی دیگر، پخش تلویزیونی تنها به درآمد صداوسیما ختم میشود؛ آن هم از طریق تبلیغات که بین دو نیمه، جای تحلیل فنی را میگیرد. بیننده تشنه تحلیل است، اما تمام وقت بین نیمه به تبلیغات اختصاص مییابد و کارشناسان فقط فرصت چند جمله کوتاه و سطحی پیدا میکنند.
یزدانی در پایان، گفت: فوتبال ایران تا زمانی که اقتصادش را اصلاح نکند، بازیاش نیز اصلاح نمیشود. صنعت فوتبال، در زمینهای بیکیفیت، بدون آکادمی، بدون درآمد باشگاهی و با باشگاههایی که بدهکاریشان تضمینی برای بقاست، هرگز حرفهای نخواهد شد؛ حتی اگر نام آن را «داربی بزرگ» بگذاریم.












Wednesday, 28 January , 2026