دکتر افشین آریائی، فعال سیاسی و اجتماعی اصلاح‌طلب، با انتقاد از برخی مواضع مطرح‌شده در جریان جنگ اخیر، تأکید می‌کند که دفاع از تمامیت ارضی و امنیت ملی در برابر تجاوز خارجی، نه جنگ‌طلبی بلکه لازمه عقلانیت سیاسی و حفظ منافع ملی است و اصلاح‌طلبی نیز در بزنگاه‌های تاریخی باید میان «عقلانیت» و «انفعال» تمایز قائل شود.

به گزارش راکنا، دکتر افشین آریائی در این یادداشت می‌نویسد:

در روزهایی که کشورمان زیر فشار حملات نظامی قرار داشت، مرور برخی بیانیه‌ها آدم را دچار حیرت می‌کرد. به عنوان کسی که سال‌ها در فضای سیاسی اصلاح‌طلب قلم زده‌ام و از دیپلماسی و تنش‌زدایی دفاع کرده‌ام، باور دارم که اگر اصلاح‌طلبی به معنای ترجیح منافع مردم باشد، دقیقاً در همین لحظات حیاتی باید حساب «عقلانیت» را از «انفعال» جدا کنیم.

من نه جنگ‌طلبم و نه با کاسبان جنگ همراهم. اتفاقاً باور عمیقی به قدرت دیپلماسی دارم، اما متوسل شدن به دوگانه‌سازی‌های تصنعی آن هم زیر آتش جنگ را به مصلحت کشور نمی‌دانم. هیچ انسان عاقلی طرفدار جنگ نیست؛ اما وقتی به مرزها و تمامیت ارضی کشور حمله می‌شود، آیا پاسخی جز ایستادگی وجود دارد؟ اینکه دفاع مشروع را جنگ‌طلبی بخوانیم، نه نشانه صلح‌طلبی است و نه سیاست‌ورزی عاقلانه.

تاریخ در مقاطع مختلف نشان داده که صلح واقعی از مسیر عقب‌نشینی در برابر متجاوز به دست نمی‌آید. در سال ۱۹۴۰، زمانی که پاریس توسط هیتلر اشغال شد و لندن زیر بمباران نازی‌ها بود، هیچ‌کس مقاومت مردم را جنگ‌طلبی نخواند. سال‌ها بعد در تهاجم آمریکا به ویتنام هم، ایستادگی ویت‌کنگ‌ها عین عقلانیت برای حفظ استقلال بود. در تاریخ معاصر خودمان نیز در شهریور ۱۳۵۹، تمام جریان‌های سیاسی ایستادگی در برابر ارتش بعث را تنها راه حفظ کیان کشور دانستند.

دوستان! صلح پایدار زمانی حاصل می شود که هزینه تجاوز را برای دشمن بالا ببرید، نه اینکه با تسلیم و انفعال، او را جری‌تر کنید.
در این میان پیشنهادهایی مانند «همه‌پرسی برای دفاع»، آن هم وسط معرکه جنگ، با هیچ منطق سیاسی تطابق ندارد. تمامیت ارضی، فرض اولیه بقای یک جامعه است و کدام ملت در طول تاریخ دفاع از خودش را به صندوق رأی سپرده است؟

از سوی دیگر، قرار دادن «منافع ملی» در برابر «سیاست خارجی» یک خلط مبحث است. حیاتی‌ترین منفعت ملی ما حفظ مرزها، امنیت مردم و نگه‌داشتن ابزارهای قدرت مانند تسلط بر مبادلات حیاتی منطقه و تنگه هرمز است. اگر دستمان از این ابزارها خالی شود، فردا چیزی به نام منافع ملی برای دیپلماسی باقی نمی‌ماند.

البته واضح است که ریشه بخشی از این انفعال‌ها، به نگرانی برخی گروه‌های صاحب سرمایه بر می‌گردد. کارتل‌هایی که تجارت‌های برون‌مرزی‌شان در دبی و کانادا و … به خطر افتاده و به همین خاطر، ثبات بازار کوتاه‌مدت خود را بر امنیت بلندمدت کشور ترجیح می‌دهند. اما نقد من به دوستان اصلاح‌طلب خودمان است: عزیزان! نباید نقد درون‌گفتمانی را با سست کردن اراده دفاعی کشور اشتباه گرفت.

امروز که بیش از ۲۴ ساعت از برقراری آتش‌بس می‌گذرد، همگی امیدواریم این توقف درگیری‌ها به یک صلح پایدار و عزتمندانه ختم شود. اما یادمان نرود که پشتیبانی از دفاع در برابر متجاوز خارجی، نه شعارزدگی است و نه چشم‌بستن بر مشکلات داخلی؛ این دقیقاً عین ملی‌گرایی، مصلحت‌سنجی و صیانت از آینده ایران است. اگر ایران نماند، هیچ آرمان اصلاح‌طلبانه‌ای هم برای فردا باقی نخواهد ماند.