آیین‌های وداعی؛ بازتاب‌های روان‌شناختی در بازسازی روان جمعی، تقویت هویت ملی و شکل‌گیری همدلی بین‌المللی، موضوعاتی هستند که دکتر سارا شریعت؛ روان‌شناس و پژوهشگر حوزه روان‌شناسی اجتماعی و استراتژیک به آن پرداخته است.

به گزارش راکنا، دکتر سارا شریعت در این یادداشت می‌نویسد:

آیین باشکوه وداع با رهبر شهید، فارغ از ابعاد سیاسی و تاریخی آن، فرصتی برای تأمل در یکی از مهم‌ترین کارکردهای روان‌شناختی آیین‌های وداعی است.

از منظر روان‌شناسی اجتماعی، چنین آیین‌هایی تنها مراسم بدرقه یک شخصیت نیستند، بلکه سازوکارهایی برای مدیریت هیجان‌های جمعی، بازسازی روان جمعی (Collective Psyche) و تقویت پیوندهای اجتماعی در شرایط بحران به شمار می‌آیند.

در ادبیات روان‌شناسی اجتماعی، جوامعی که با فقدان‌های بزرگ، جنگ یا رخدادهای آسیب‌زا روبه‌رو می‌شوند، معمولاً ترومای جمعی (Collective Trauma) را تجربه می‌کنند؛ آسیبی که علاوه بر افراد، اعتماد عمومی، احساس امنیت و انسجام اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. «کای اریکسون» این گسست در بافت روابط اجتماعی را مهم‌ترین پیامد ترومای جمعی می‌داند. از همین رو، سوگواری جمعی (Collective Grieving) بخشی از فرآیند ترمیم روانی جامعه است.

همچنین، پژوهش‌های جیمز پنبیکر (James Pennebaker) نشان می‌دهد که بیان و اشتراک‌گذاری هیجان‌ها، یکی از مؤثرترین سازوکارهای کاهش فشار روانی و بازیابی تعادل هیجانی است؛ کارکردی که آیین‌های وداعی در مقیاس اجتماعی محقق می‌کنند.

از سوی دیگر، «امیل دورکیم» معتقد بود مناسک جمعی، احساس تعلق به یک هویت مشترک را تقویت می‌کنند. در چنین فضایی، اندوه فردی به تجربه‌ای اجتماعی تبدیل می‌شود و جامعه از طریق تنظیم هیجان جمعی (Collective Emotion Regulation)، به سمت بازسازی روان جمعی، همبستگی، همدلی (Empathy)، شفقت اجتماعی (Social Compassion)، افزایش سرمایه اجتماعی (Social Capital)، ارتقای امنیت روانی (Psychological Safety) و تقویت تاب‌آوری اجتماعی (Social Resilience) حرکت می‌کند.

یکی از کارکردهای مهم این آیین‌ها، معناسازی جمعی (Collective Meaning-Making) است؛ فرآیندی که به جامعه کمک می‌کند برای یک فقدان ملی، معنایی مشترک و آینده‌نگر خلق کند. در نظریه امید «چارلز اسنایدر»، امید زمانی شکل می‌گیرد که جامعه بتواند علاوه بر حفظ انگیزه، مسیر عبور از بحران را نیز پیش روی خود ببیند. در این معنا، آیین‌های وداعی امید را از یک احساس فردی به سرمایه‌ای اجتماعی تبدیل می‌کنند.

آیین‌های وداعی علاوه بر کارکردهای داخلی، دارای بازتاب‌های بین‌المللی نیز هستند. در چارچوب روایت راهبردی (Strategic Narrative)، این آیین‌ها می‌توانند تصویری از هویت ملی، انسجام اجتماعی و سرمایه فرهنگی یک ملت را به افکار عمومی جهان منتقل کنند.

از منظر روان‌شناسی ارتباطات، پدیده سرایت هیجانی جمعی (Collective Emotional Contagion) نشان می‌دهد که احساسات انسانی، به‌ویژه در رویدادهای نمادین، از طریق رسانه‌ها فراتر از مرزها گسترش یافته و زمینه شکل‌گیری همدلی بین‌المللی (Global Empathy) و تقویت وجدان فراملی (Global Collective Conscience) را نسبت به رنج ملت‌ها فراهم می‌کند. جاناتان هایت (Jonathan Haidt) نیز معتقد است هیجان‌های اخلاقی مانند همدلی، شفقت (Compassion) و احساس عدالت، توانایی ایجاد همبستگی فراتر از مرزهای سیاسی، فرهنگی و مذهبی را دارند و بر قضاوت افکار عمومی درباره پیامدهای انسانی جنگ، خشونت و تجاوز اثر می‌گذارند.

در همین چارچوب، حضور مقامات، سفیران و هیئت‌های دیپلماتیک کشورهای مختلف را می‌توان در قالب دیپلماسی نمادین (Symbolic Diplomacy) تحلیل کرد؛ حضوری که فراتر از تشریفات دیپلماتیک، می‌تواند بازتابی از احترام به مناسبات بین‌المللی، توجه به ابعاد انسانی بحران‌ها و تقویت قدرت نرم (Soft Power) و سرمایه نمادین (Symbolic Capital) باشد.

چنین رویدادهایی همچنین می‌توانند حساسیت افکار عمومی جهان را نسبت به پیامدهای انسانی خشونت، احترام به حقوق ملت‌ها و هزینه‌های اقدامات تجاوزکارانه افزایش دهند.

در نهایت، آیین‌های وداعی را باید فراتر از یک مراسم سوگواری دانست. این آیین‌ها ظرفیتی اجتماعی برای تبدیل ترومای جمعی به همبستگی، همدلی، شفقت، تاب‌آوری و امید اجتماعی دارند. هرچه جامعه بتواند این فرآیند را آگاهانه‌تر طی کند، نه‌تنها روان جمعی خود را بازسازی می‌کند، بلکه هویت ملی، انسجام اجتماعی، اقتدار ملی و قدرت نرم خود را نیز در افکار عمومی داخلی و جهانی تقویت خواهد کرد.

در دنیای امروز، اقتدار ملت‌ها تنها بر قدرت سخت استوار نیست؛ بلکه بر کیفیت روان جمعی، سرمایه اجتماعی، قدرت روایت و توانایی تبدیل رنج مشترک به همبستگی ملی و همدلی جهانی بنا می‌شود.