به گزارش راکنا، دکتر سارا شریعت در یادداشتی که برای راکنا ارسال نموده، نوشته است:
رخدادهای سحرگاه امروز در مختصاتِ امنیتیِ میان تهران، بیروت، تلآویو و واشنگتن، تنها یک واکنشِ نظامیِ مقطعی نیست؛ بلکه نشانهای از یک «تغییر فاز» در سیستمِ تنشهای منطقهای است. ما اکنون در حال عبور از مرحله «ابهامِ بازدارنده» به سمت «فرسایشِ مستقیم» هستیم.
تحلیلِ سیستماتیکِ وضعیتِ کنونی نشان میدهد که بازیگرانِ این عرصه، دیگر صرفاً در پیِ «جلوگیری از درگیری» نیستند، بلکه میکوشند بدون عبور از آستانهی یک «جنگِ تمامعیار»، سطحِ فرسایشِ نظامی، روانی و محاسباتیِ رقیب را به حداکثر برسانند. این همان منطقِ «بازدارندگیِ فرسایشی» در فضای خاکستریِ سیاست است؛ جایی که قدرت نه با فتحِ قاطع، بلکه با فرسودنِ توانِ تصمیمسازی و تحملِ طرف مقابل اعمال میشود.
خاورمیانه در گردابِ «آنتروپی»
از منظرِ نظریه پیچیدگی، نظامِ امنیتیِ منطقه در حال حاضر با یک پویاییِ غیرخطی روبروست. این یعنی واکنشها دیگر متناسب با کنشها نیست؛ یک خطای محاسباتیِ کوچک یا یک سوءبرداشتِ محدود میتواند زنجیرهای از واکنشهای غیرقابلکنترل را فعال کند.
پارادوکسِ این وضعیت در اینجاست: «هر تلاشی برای ایجاد نظم از طریقِ قدرتِ سخت، خود به تولیدِ بینظمی «آنتروپی» بیشتر در کلِ سامانه منجر میشود.» در واقع، سیستم در حال حرکت به سوی وضعیتی است که در آن انرژیِ بسیار زیادی صرفِ حفظِ نظم (صلح) میشود، اما احتمال فروپاشیِ آن بیش از هر زمان دیگری است.
تلهی «تصلبِ شناختی» در اتاقهای فکر
یکی از خطرناکترین ابعادِ این تنش، در حوزه «روانشناسیِ تصمیمگیری» نهفته است. تصمیمگیرندگان تحت فشارِ شدید، در معرضِ سوگیریهای ادراکی و «تلههای تفسیر امنیتی» قرار دارند؛ وضعیتی که در آن هرگونه «خویشتنداری» به اشتباه بهعنوان «ضعف» تعبیر میشود.
این فرایند منجر به «تصلبِ شناختی» یا همان کاهشِ انعطافپذیریِ راهبردی میشود. در چنین شرایطی، ترسِ اصلی بازیگران نه فقط از قدرتِ حریف، بلکه از «غیرقابلپیشبینی بودنِ زنجیره واکنشها» نشأت میگیرد.
پایانِ «شطرنجِ قاعدهمند»
سیاستِ منطقهای اکنون دیگر شبیه به یک بازیِ شطرنجِ قاعدهمند نیست؛ بلکه میدانی است برای آزمونِ اراده و تابآوری در برابرِ نیروهایی که پیوسته مرزهای امنیت را بازتعریف میکنند.
نتیجهگیریِ این تحلیل حاکی از آن است که در مرحله کنونی، راهکارهای سنتیِ «مدیریت بحران» دیگر کفایت نمیکند.
منطقه اکنون به جای «پیشبینی»، به «تحملِ عدم قطعیت» و «سازگاریِ راهبردی» نیاز دارد؛ چرا که بازیگران در حالِ گذار از یک «نظمِ شکننده» به سطحی بالاتر از آشوب هستند که در آن، کوچکترین متغیر «اثر پروانهای»، میتواند کلِ سامانه را از وضعیتِ «تنشِ کنترلشده» به سمتِ بحرانی مهارناپذیر پرتاب کند.












Friday, 12 June , 2026