پرسپولیسِ اوسمار در شرایطی یکی از ضعیف‌ترین آمارهای دوندگی، استارت و اسپرینت را ثبت کرده که با حضور سه مربی بدنساز، انتظار می‌رفت این تیم از نظر فیزیکی در اوج باشد؛ اما واقعیتِ زمین چیز دیگری می‌گوید—سرخ‌ها کمتر از همیشه می‌دوند و همین، به پاشنه‌آشیل بزرگ‌شان در بحران نتایج تبدیل شده است.

به گزارش سرویس ورزشی راکنا، نتایج ضعیف و تداوم ناکامی‌های پرسپولیس در نیم‌فصل دوم، نگاه‌ها را بیش از هر زمان دیگری به دلایل فنی و غیرفنی این افت معطوف کرده است. تیمی که در سال‌های اخیر حتی در سخت‌ترین شرایط هم مدعی قهرمانی بود، حالا به شکلی عجیب مقابل تیم‌هایی با بضاعت کمتر، کم‌تحرک و بی‌انرژی ظاهر می‌شود؛ موضوعی که نگرانی هواداران و انتقاد کارشناسان را به دنبال داشته است.

در هفته‌های اخیر، تحلیل‌های مختلفی درباره افت پرسپولیس مطرح شده؛ از ضعف در نقل‌وانتقالات و نبود توازن در ترکیب گرفته تا مشکلات روحی و بالا رفتن میانگین سنی بازیکنان. با این حال، یکی از نکاتی که کمتر به آن پرداخته شده، افت محسوس دوندگی بازیکنان است؛ مسئله‌ای که در فوتبال مدرن، نقشی تعیین‌کننده در موفقیت تیم‌ها دارد.

پرسپولیس در بازی‌های اخیر نه‌تنها در پرسینگ و بازپس‌گیری توپ عملکرد ضعیفی داشته، بلکه در فاز هجومی هم از کمبود تحرک رنج می‌برد. فاصله خطوط زیاد شده، بازیکنان در انتقال‌ها کند هستند و در نبردهای فیزیکی اغلب بازنده‌اند. این شرایط باعث شده تیم اوسمار در کنترل بازی و اعمال فشار روی حریفان ناتوان به نظر برسد.

نکته عجیب اما حضور سه مربی بدنساز در کادرفنی پرسپولیس است؛ اتفاقی کم‌سابقه در فوتبال ایران. په‌په لوسادا، مربی اسپانیایی که سابقه کار در فوتبال اروپا و آسیا را دارد، همچنان در تیم حضور دارد. در کنار او، جولیانو والیم، مربی برزیلی و از افراد مورد اعتماد اوسمار، به کادرفنی اضافه شده و سابقه همکاری با سرمربی فعلی در تیم‌های قبلی را دارد. همچنین حسن تشکری‌کیا، مربی ایرانی با سابقه فعالیت در بسکتبال ملی و باشگاهی، سومین ضلع این مثلث بدنسازی را تشکیل می‌دهد.

با وجود چنین ترکیبی از مربیان بدنساز با رزومه‌های بین‌المللی، انتظار می‌رفت پرسپولیس از نظر فیزیکی یکی از آماده‌ترین تیم‌های لیگ باشد؛ اما آمارها و مشاهدات میدانی خلاف این را نشان می‌دهد. کاهش استارت‌های انفجاری، افت در دوندگی‌های طولی و ناتوانی در حفظ ریتم بازی، نشانه‌هایی واضح از یک مشکل ساختاری در آماده‌سازی بدنی تیم است.

این تناقض بزرگ، سؤالات جدی ایجاد کرده است: آیا برنامه‌های تمرینی به درستی طراحی نمی‌شوند؟ یا هماهنگی لازم بین اعضای کادرفنی وجود ندارد؟ آیا فشار تمرینی بیش از حد بوده یا برعکس، بازیکنان به اندازه کافی تحت فشار قرار نگرفته‌اند؟

هرچه هست، پرسپولیسِ امروز از نظر بدنی فاصله محسوسی با استانداردهای یک تیم مدعی دارد. تیمی که روزگاری با دوندگی بالا، پرس شدید و جنگندگی شناخته می‌شد، حالا در همین فاکتورها دچار ضعف شده و همین موضوع، به یکی از دلایل اصلی سقوط نتایجش تبدیل شده است.

اگر کادرفنی نتواند در کوتاه‌مدت این مشکل را برطرف کند، بحران سرخ‌ها عمیق‌تر خواهد شد؛ چرا که در فوتبال امروز، بدون برتری فیزیکی، حتی بهترین تاکتیک‌ها هم به نتیجه نخواهند رسید.