محسن بابادی، تحلیل‌گر فوتبال به تحلیل دیدار نخست فولاد خوزستان مقابل چادرملو اردکان از هفته‌ی نخست دور برگشت لیگ برتر فوتبال کشور پرداخت.

محسن بابادی، تحلیل‌گر فوتبال در مطلبی که برای سرویس ورزشی راوی کار، ارسال نموده، نوشته است:

دو تیم فوتبال فولاد خوزستان و چادرملو اردکان یزد در هفته نخست دور برگشت لیگ بیست و چهارم، روز جمعه ۱۴۰۴/۱۰/۲۶ در حالی در ورزشگاه فولاد خوزستان به مصاف هم رفتند که تیم یزدی قصد داشت عملکرد بد خود در بازی آخر نیم فصل نخست و جام حذفی را جبران کرده و با شکست دادن فولاد هم انتقام باخت در جام حذفی مقابل این تیم در ماه گذشته را بگیرد و هم جایگاهش در جدول را ارتقا ببخشد.

این تیم که همچون استقلال تهران از بازیکنان خارجی باکیفیتی سود می برد، مقابل فولاد، چهره‌ای متحول شده نسبت به بازی جام حذفی را به نمایش گذاشت و با آنالیز دقیق تفکرات گل محمدی، تا دقیقه ۴۰ بازی فرصت نفس کشیدن به فولاد را نداد‌. فولاد تنها در چند دقیقه انتهایی نیمه نخست توانست دو موقعیت گل ایجاد کند که باز همچون ۱۵ بازی اخیرش در لیگ، با بی دقتی مهاجمانش آن ها را هدر داد.

آمادگی بدنی و میزان دوندگی میهمان نسبت به میزبان بهتر بود و هارمونی خوبی در فاز دفاع و حمله خصوصا موقع شیفت شدن ها داشت. خارجی های این تیم همچون همیشه عالی بودند، اما محروقی و مزرعه که در بازی قبلی دو تیم از سمت چپ خط حمله فولاد مشکلات زیادی برای چادرملو ایجاد کرده بودند، در این مسابقه کاملا مهار و یارگیری شده و ارتباط آن ها با یکدیگر یا قطع بود یا اینکه هنگام صاحب توپ شدن، اجازه کار خاصی به آنها داده نشد.

فاصله بین خطوط خصوصا خط دفاعی و میانی فولاد بسیار زیاد بود و به علت پرس از بالای چادرملو، به ندرت بازیکنان میانی جهت تغذیه مهاجمان صاحب توپ می شدند و خط دفاعی پس از چند پاس رفت و برگشتیِ عرضی و ناتوانی در بازیسازی، ناچارا توپ را بی هدف، با بازی مستقیم ارسال و از یک سوم دفاعی دور می‌کردند و چادرملو مجددا صاحب توپ می شد.

نه تنها فاصله بین خطوط فولاد زیاد بود، بلکه فاصله بازیکنان هر خط نیز بیش از حد معمول به نظر می رسید و همین سبب شد نتوانند در تمام طول بازی مهاجمان را آنچنان که شایسته است صاحب توپ کنند، هرچند همان محدود توپ هایی که به آنها رسید را هم با بی برنامگی خراب کردند.

بازیکنان فولاد انگار باورشان شده بود نمی‌توانند گل بزنند. گوستاوو بلانکو بارها برای توپگیری تا میانه زمین عقب می آمد تا کم کاری خط میانی در موقعیت سازی را جبران کند. همان خط میانی که در این بازی در حداکثر فاصله‌ی ممکن با مدافعینش قرار داشت.

بازی عجولانه مدافعین، هافبک ها، خط حمله فولاد و حتی حامد لک در شروع مجددها نشان داد که یحیی چیز بیشتری برای ارایه به شاگردانش نداشته و باید به رفتن فکر کند و خودش هم بعد بازی به این نتیجه رسید. شاید هم این فصل به عمد این چنین بازی می‌کرد که عذرش را بخواهند تا بتواند به آرزویش از اول فصل که همانا پیوستن به باشگاه مورد علاقه اش بود، برسد.

البته در این بین یحیی متضرر نشد و این حیثیت فوتبال خوزستان بود که آسیب زیادی دید. چرا که یحیی خیلی پیش از اینها اکثر مبلغ قراردادش را گرفته بود و با رفتن، چیزی را از دست نمی‌داد.

اگر چادرملو از ابتدا رنی بوبوی و رضا میرزایی را به میدان می آورد، کار فولاد به مراتب سخت تر هم می شد. اما بوبوی تازه از مصدومیت رهایی یافته تنها در دقایق انتهایی مسابقه پای به میدان گذاشت. دقیقا پس از آنکه مشخص شد فولاد توان گلزنی نداشته و پتانسیل خوبی برای گل خوردن دارد.

در چادرملو ماریو نیکولاس، سجاد مشهدی و رضا جبیره خوب بازی کردند و دوندگی زیادی داشته و تعویض آن ها با علیرضا صفری، رضا میرزایی و رنی بوبوی در نیمه دوم نشانگر آن بود که چادرملو متوجه شده فولاد حرفی برای گفتن ندارد و بدنبال کسب تک امتیاز در خانه است و به همین دلیل آن ها در تکاپو برای کسب سه امتیاز خارج از خانه، این تغییرات را در تیم خود دادند.

در این مسابقه در تمامی ضربات ایستگاهی، پرتاب اوت ها، کرنرها و شروع مجددهای چارملو، همه ۱۰ بازیکن فولاد در خط دفاعی بوده و تنها به دنبال گل نخوردن و حفظ یک امتیاز بودند. در صورتی که می بایست حداقل دو بازیکن این تیم در پشت قوس محوطه جریمه تا میانه زمین جهت استفاده از توپ های سوم، ممانعت از جلو کشیدن مدافعین حریف و طراحی ضدحملات حضور می داشتند. اما این حداقل کار ممکنه را هم نکرده و در زمین خود، احتیاطی بیش از حد مجاز داشتند.

بازیکنان فولاد از ارسال چند پاس سالم به هم عاجز بوده و درخشش رضا محمودآبادی بازیکن چادرملو، مانع عملکرد بهتری از جانب برخی فولادمردان شد. تعجب‌آور آنکه چرا از ابتدای مسابقه از ارشیا باقری و ابوالفضل زاده عطار استفاده نشد و امین ساعدی و محمدرضا کشاورزی نیز اصلا به میدان نیامدند.

حمایت بازیکنان چادرملو خصوصا در نیمه زمین فولاد از هم، قابل تحسین بود و اصطلاحاً خوب روی دست هم می آمدند و در مقابل، پوشش مدافعین میزبان از هم، بدتر از همیشه بود و بازیکن صاحب توپ فولاد نیز بایست خیلی تلاش می کرد تا بتواند گزینه‌ای را جهت پاس دادن پیدا کند.

جالب تر آنکه فولاد تیم متمول و پر از امکانات فوتبال کشور با دو بازی تدارکاتی و جذب این همه بازیکن سرشناس در نیم فصل، در زمین خود مقابل تیمی کم سابقه در لیگ برتر تنها دنبال دفاع و ضدحمله بود. البته این موضوع جدیدی نیست و از تیم های ته جدولی که تاکتیک و پلنی جهت گلزنی ندارند، انتظاری بیش از این هم نمی رود. فقط کم مانده بود با وقت کشی و مصدومیت های صوری به دنبال کسب همین تساوی باشند. پاس و جابجایی مکرر و یک دو کردن های بازیکنان چادرملو امان فولاد ته جدولی را برید و یحیی ضعیف ترین بازی عمرش در کسوت مربیگری را ارایه داد و در خاتمه کار را به رفیق شفیقش سپرد و رفت.

فرشاد احمدزاده به اصطلاح تازه نفس هم که جایگزین حسین سنگرگیر خسته شد، گویی فرسنگ ها از آمادگی بدنی و فنی به دور بود و یحیی با جذب وی و رامین رضاییان آخرین میخ ها را بر تابوت فولاد زد و رفت. نماینده خوزستان در این مسابقه نشان داد نه از نظر بدنی و انگیزشی آماده است نه از نظر فکری و فنی.

فولاد اگر بخواهد با حمید مطهری هم در نیم فصل دوم این چنین بی برنامه بازی کند و گل نزند، بازی هایش بیشتر جنبه تفریحی و وقت گذرانی خواهند داشت تا حفظ آبروی فوتبال خوزستان و شادی دل هواداران.

مطهری اگر بخواهد راه یحیی را برود و تغییرات اساسی در ساختار، سازماندهی و شیوه تمرینات تیمش نداده و فکری به حال گلزنی در لیگ برتر نکند، تا هفته آخر لیگ نهایتا بیش از ۸ گل دیگر از فولاد نمی‌بینیم و هیچ بعید نیست فولادی که به زعم یحیی برای آسیایی شدن بسته شده بود، فصل بعد سر از لیک دسته یکم درآورد.