به گزارش راوی کار، ذوالفقار شریعت شاعر معاصر در یادداشتی به فلسفه و پیشینهی شب یلدا پرداخته و مینویسد:
یلدا یکی از معدود آیینهای ایرانی است که همزمان سه بُعد تقویمی، اسطورهای و فرهنگی را با خود حمل میکند. این شب در نگاه نیاکان ما فقط یک رویداد نجومی نبود، بلکه مرز نمادین میان دو جهان بود: جهانی که تاریکی در آن مجال مییابد و جهانی که طلوع روزهای روشنتر را نوید میدهد. به همین دلیل، طولانیترین شب سال به نقطهای برای اندیشیدن به چرخهی امید و مقاومت بدل شد؛ جایی که خانواده گرد میآیند، روایتها زنده میشوند و انسان در برابر سرمای طبیعت و اضطراب تاریکی، آتش و قصه را برمیکشد.
امروز نیز یلدا همان نقشی را ایفا میکند که در گذشته داشته است: «بازگرداندن انسان به جمع، به روایت و به حافظهی تاریخی خود.» از دل متون پهلوی تا دیوان حافظ، یلدا یادآور این گزاره است که فرهنگ ایرانی تاریکی را حقیقتی گذرا میبیند و سپیدهدم را سرنوشت محتوم جهان.
یلدا را میتوان به چند مقولهی کلی، تقسیم کرد:
۱) یلدا بهعنوان لحظهی پیروزی نور بر تاریکی
در جهانبینی اوستایی، آفرینش بر دو نیروی متضاد استوار است: نور و تاریکی. بلندترین شب سال در حکم اوج تاریکی دانسته میشد و از فردای آن، روزها رو به فزونی مینهاد؛ بازگشتی که تفسیر پهلوی آن را نخستین پیروزی نور بر اهریمن میدانست.
منابع: اوستا «گاتها، دوگانهانگاری نور/تاریکی»؛ بندهش، فصلهای آغازین دربارهٔ چرخهٔ زمان؛ دینکرت، کتاب سوم.
۲) زایش خورشید و پیوند با آیین مهر
هرچند واژهٔ «یلدا» در اوستا نیامده، اما در سنت متأخر پهلوی و در آیین مهر، انقلاب زمستانی با «تولد نمادین خورشید» همراه است. در برخی پژوهشها اشاره شده که این برداشت با آیین رومی خورشید شکستناپذیر (Sol Invictus) مشابهت دارد. یارانِ مهر، شب را با بیداری میگذراندند تا تاریکی نیرومند نشود؛ این بیداری بعدها به سنت ایرانی یلدا راه یافت.
منابع: گزیدههای زاداسپرم دربارهٔ نوزایی کیهانی؛ Widengren, The Mithraic Mysteries؛ Boyce, Zoroastrians.
۳) یلدا و آیین بیداری در برابر سرما و «هراس کیهانی»
در تفسیرهای دینی، تاریکی زمان برتری دیوان شمرده شده و خوابیدن در طولانیترین شب، نوعی «رها کردن جهان» دانسته شده است. از همینرو، بیداری، قصهخوانی و خوردنِ نمادهای گرمیبخش، نقشی دفاعی در برابر «سردی و مرگ» داشته است.
منابع: بندهش دربارهٔ توانمندی دیوان در تاریکی؛ Boyce، تحلیل آیینهای فصلی.
۴) آداب یلدا؛ از دیرباز تا امروز
در منابع کهن و گزارشهای مورخان اسلامی، چند رسم اصلی دیده میشود:
- گردآمدن خانواده و نسلها؛ جنبهٔ اخلاقیِ پاسداری از بزرگترها.
- قصهخوانی، افسانه و شاهنامهخوانی بهجای خواب.
- آتش افروختن، گرما و چراغداری برای نماد نور.
- میوههای سرخ و خشکبار؛ یادآور گرمی و فرّه.
این آداب در عصر جدید به شکل نشستن پای کرسی، حافظخوانی، آجیل و هندوانه، و فال حافظ ادامه یافته است؛ تداومی که نشان میدهد یلدا از آیین اسطورهای به مراسم خانوادگیِ هویتساز تبدیل شده است.
منابع: ابوریحان بیرونی، آثارالباقیه دربارهٔ جشنهای ایرانی؛ مسعودی، مروجالذهب؛ پژوهشهای ایرانیکا دربارهٔ تداوم فرهنگی یلدا.
۵) نشانههای سرخی؛ فرّه، بهروزی و نیروی زندگی
در نمادشناسی ایرانی، رنگ سرخ یادآور فرّه ایزدی، خون زندگی و آتش است. خوردن انار و هندوانه یادآوری «گرما و زایش» در برابر سرمای زمستان است و پیوند مستقیم با «حفاظت بدن در آغاز فصل سرد» دارد.
منابع: مهرداد بهار، «اساطیر ایران»، فصل نمادهای رنگ؛ دانشنامهٔ ایرانیکا، مدخل Yalda.
۶) یلدا در ادبیات فارسی؛ تاریکی که تسلیم صبح میشود
ادبیات فارسی تصویر کیهانی یلدا را به مجازهای عاشقانه و اخلاقی بدل کرده است:
حافظ یلدا را معادل رنجِ طولانی میگیرد که پایانش امید است:
«صحبت حکام ظلمت شب یلدا ست / نور ز خورشید جوی، بو که برآید».
سعدی، یلدا را صبر در برابر سختی میداند: «باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش / صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود» و امید را اصل بقا معرفی میکند.
خاقانی تاریکی یلدا را معادل دوران عسرت میگیرد و سپیده را نجات.
در شعر فارسی، یلدا استعارهی بردباری، انتظار و یقین به طلوع است.
منابع: دیوان حافظ؛ گلستان سعدی، باب اول؛ خاقانی، دیوان؛ تحلیلهای یارشاطر در Persian Literature.
۷) روایت اسطورهایِ مقاومت جمعی
جشنهای ایرانی، کارکرد اجتماعی داشتهاند: آشتی، همنشینی نسلی، احترام به سالخوردگان و تقسیم خوراک. در این معنا، یلدا تنها «تقویم» نیست؛ تمرین امید و همبستگی است؛ اینکه زمستان هرقدر سخت، با بیداری و پیوند خانوادگی میتوان از آن گذشت.
منابع: گزارشهای بیرونی دربارهٔ جشنهای فصلی ایرانی؛ مسعودی در مروجالذهب؛ ایرانیکا، مدخل Yalda.
جمعبندی
یلدا در سنت ایرانی «لحظهی بازگشت خورشید» است؛ تقویمی برای آسمان و تمرینی برای جان. از اوستا تا حافظ، یک اصل پایدار مانده است:
هر شب بلندی، نوید سپیده است…
و در پایان، شعری از نگارنده که استعارهای از گذار از تاریکی به شکفتن، همان معنای بنیادین یلدا: «مقاومت در بلندترین شب و ایمان به طلوع دوباره نور»، حکایت میشود:
امشب به انتظار یلدا بنشستهام
این دختر بلندبالای ایرانی
با تنپوشی سپید
که شورِ جوانیاش
از پسِ هزارههای توُدرتوُ
گرمابخشِ آغوشهای زمستانی است…
اجاقهایتان گرم
گونههایتان اناری
دلهایتان اهورایی
من،
پاییزی هستم چمدان به دست
با برگهایی که به یادگار
زیر گامهای پُر مِهرتان
تا بهار
تا شکفتن
تا آغاز فصلی نو
به امانت بنهادهام…
ذوالفقار شریعت












Wednesday, 28 January , 2026