محسن بابادی، تحلیل‌گر فوتبال معتقد است که تغییر مدیرعامل استقلال خوزستان اگرچه موافقان و مخالفان خود را دارد، اما واقعیت این است که امروز مسأله اصلی این باشگاه نه بومی یا غیربومی بودن مدیر، بلکه عبور آبرومندانه از بحران مالی و فنی و حفظ جایگاه در لیگ برتر است.

سرویس ورزشی راوی کار: مدیرعامل بومی و پیشین استقلال خوزستان جای خود را به بهنام ابوالقاسم‌پور داد؛ خبری که طی روزهای اخیر در فضای مجازی و رسانه‌ها دست‌به‌دست شد و واکنش‌های متفاوتی را به همراه داشت. عده‌ای موافق این تغییر بودند و عده‌ای دیگر معتقد بودند همچنان باید یک مدیر بومی سکان‌دار باشگاه می‌شد. با این حال، آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفت، واقعیت‌های میدانی و شرایطی است که استقلال خوزستان در ماه‌های اخیر با آن دست‌به‌گریبان بوده است.

تا آنجا که اطلاع دارم، کیوان بابادی در دوران مدیریت خود زحماتش را کشید و از آنچه در توان داشت، کوتاهی نکرد. تغییر و تحول در هر مجموعه‌ای گاهی می‌تواند منجر به اتفاقات مثبت شود، اما باید پذیرفت مهم‌ترین چالش مدیریتی در فوتبال ایران، نه نام و محل تولد مدیرعامل، بلکه توانایی او در حل مشکلات مالی یک باشگاه حرفه‌ای است. استقلال خوزستان طی ماه‌های گذشته بیش از هر چیز با بحران مالی مواجه بود؛ بحرانی که عملاً دست مدیر مستعفی را بست. بابادی هر آنچه در توان داشت، هزینه کرد، اما در نهایت دیگر نتوانست بودجه‌ای به تیم تزریق کند و کنار رفت.

ابعاد این بحران مالی تا جایی پیش رفت که طی چند بازی اخیر، به دلیل عدم پرداخت هزینه پروازهای چارتری، شرکت‌های هواپیمایی با نامه‌ای رسمی از در اختیار گذاشتن هواپیمای استیجاری به استقلال خوزستان خودداری کردند. در این میان، بابادی با درخواست از محمدرضا زنوزی پیش از دیدار با تراکتور، به‌صورت موقت این مشکل را حل کرد تا تیم بتواند راهی تبریز شود. این اتفاق به‌خوبی نشان می‌دهد مدیریت بدون پول، چه بومی باشد و چه غیربومی، با هزینه‌های ده‌ها میلیاردی فوتبال امروز عملاً کاری از پیش نمی‌برد. حتی اگر مدیرعامل بومی دیگری هم در این مقطع روی کار می‌آمد، با توجه به شرایط موجود، تفاوت چندانی در خروجی ایجاد نمی‌شد. البته وعده‌وعیدها، به‌کارگیری برخی افراد و ایرادات مدیریتی نیز در کار بابادی کم نبود که پرداختن مفصل به آن‌ها مجالی دیگر می‌طلبد.

اکنون اما مسأله اصلی باشگاه بزرگ استقلال خوزستان، حفظ این تیم در لیگ برتر به شکلی آبرومندانه است. با شناختی که از مدیرعامل فعلی و ارتباطات او وجود دارد، شنیده می‌شود که امکان تأمین منابع مالی مناسبی برای باشگاه فراهم است. اگر این توانایی بالفعل شود، در کنار آنکه ابوالقاسم‌پور فوتبالیستی خوشنام، بااخلاق، تحصیل‌کرده و آشنا با فضای تیم است، دیگر بومی یا غیربومی بودن چندان موضوعیت نخواهد داشت. امروز حفظ آرامش و تمرکز تیم اولویت اصلی است و اگر مدیرعامل جدید بتواند به تعهدات خود عمل کرده، در مقاطع مختلف پول لازم را به تیم تزریق کند، مانع از سقوط به انتهای جدول شود و در نیم‌فصل نیز ترکیب را تقویت کند، انتصاب او در این مقطع انتخاب بدی نخواهد بود. با این حال، انتظار می‌رود هر آنچه در توان دارد برای باشگاه و مردم خوزستان بگذارد، به آکادمی استقلال خوزستان توجه ویژه داشته باشد و بداند موفقیت در این باشگاه محبوب اهوازی می‌تواند برگ زرینی در کارنامه مدیریتی‌اش باشد.

در این شرایط، همه اهالی فوتبال استان باید بحث مدیرعاملی را کنار گذاشته و صرفاً از تیم، کادر فنی و بازیکنان حمایت کنند. تیمی که از هشت بازی اخیر خود تنها دو تساوی کسب کرده و از جام حذفی نیز کنار رفته، بیش از هر زمان دیگری نیازمند حمایت همه‌جانبه است. با این حال، نباید فراموش کرد استقلال خوزستان علاوه بر مشکلات مالی و مدیریتی، در بعد فنی نیز ایرادات جدی و برطرف‌نشده‌ای دارد که کمتر به آن‌ها پرداخته شده است.

وزن نیمکت تیم در شأن و سطح لیگ برتر نیست و تقویت آن در نیم‌فصل امری ضروری به نظر می‌رسد. نبود یک کادر آنالیز قوی‌تر، باتجربه‌تر و یک تمرین‌دهنده حرفه‌ای کاملاً محسوس است. تیم در چندین بازی اخیر بارها از روی ارسال‌ها، کرنرها و توپ‌های برگشتی حاصل از آن‌ها گل دریافت کرده یا دروازه‌اش به‌شدت تهدید شده است. مشخص نیست کادر فنی و آنالیزور چرا متوجه این ایراد واضح نشده‌اند یا اگر شده‌اند، چرا راهکاری عملی برای برطرف کردن آن اتخاذ نشده است. صرف تذکر شفاهی به بازیکنان برای رفع چنین مشکلاتی کافی نیست و هر خواسته تاکتیکی نیازمند طراحی تمرین متناسب و هدفمند است.

نمونه بارز این ضعف‌ها در دیدار مقابل خیبر دیده شد؛ جایی که در نیمه نخست، ۷ یا ۸ کرنر و ۴ یا ۵ ارسال خطرناک، عمدتاً از سمت چپ خط دفاعی استقلال خوزستان، روی دروازه این تیم فرستاده شد که خوش‌شانسی مانع از گل خوردن شد. این آمار برای تیمی که در بازی‌های پیشین نیز از همین ناحیه ضربه خورده، بسیار قابل توجه است و نشان می‌دهد یا ایراد به‌درستی شناسایی نشده یا هنوز برطرف نشده است. فاصله زیاد بین مدافع و وینگر چپ و نبود حمایت مؤثر از سوی هافبک دفاعی، بارها تکرار شد.

تیم میزبان که در هفت بازی اخیر خود تنها دو تساوی کسب کرده بود، از ابتدا تدافعی بازی کرد و توان عبور از خط نیمه را نداشت و تنها در دقایق ۳۵ تا ۳۸ کمی جلو کشید. با این حال، تیم میهمان که حتی سرمربی خود را روی نیمکت نداشت، با اتخاذ تدابیر تاکتیکی درست اجازه نداد استقلال خوزستان به‌راحتی به محوطه جریمه نزدیک شود. فاصله زیاد بین خط میانی و حمله میزبان، نبود مالکیت، دواندن و گردش توپ، بار دیگر به چشم آمد. استفاده نکردن از تاکتیک‌های ضربات ایستگاهی، شوت‌زنی مؤثر، بازی ترکیبی، یک‌و‌دو، اورلپ، اینترلپ، جابه‌جایی مداوم بازیکنان و سرعت دادن به بازی با پاس‌های کوتاه اطراف باکس، از دیگر ضعف‌های مشهود بود.

در حالی که یکی از نقاط قوت همیشگی خیبر، ارسال، کرنر و سرزنی است، به نظر می‌رسد بازی‌های این تیم به‌خوبی آنالیز نشده بود. همچنین فشار در یک‌سوم دفاعی حریف برای گرفتن اشتباه، بازپس‌گیری توپ و خلق موقعیت گلزنی از دیگر ویژگی‌های خیبر بود که استقلال خوزستان هیچ راهکار مشخصی برای مقابله با آن نداشت. مشخص نیست کمک‌ها و آنالیزور تیم چرا مواردی به این وضوح را ندیده یا نتوانسته‌اند برای آن چاره‌ای بیندیشند.

مشکل دیگر استقلال خوزستان، نداشتن پلن B در گلزنی است. دل‌خوش بودن به ضدحملات پراکنده و بی‌برنامه، آن هم بدون اصول مشخص، دیگر پاسخگو نیست و دست تیم برای رقبا رو شده است. هدر دادن معدود موقعیت‌های گلزنی، ضعف آشکار خط حمله و ناتوانی در جبران نتیجه پس از دریافت گل، از مشکلات تکراری این تیم است. تجربه نشان داده استقلال خوزستان در اغلب بازی‌هایی که گل دریافت کرده، چه در دقیقه ۱۷ و چه در دقیقه ۷۰، دیگر نتوانسته جبران کند و تنها با بازی مستقیم، شتاب‌زدگی و ارسال‌های بی‌هدف به دنبال جبران بوده است.

این تیم هرگاه انگیزه و دوندگی بالایی داشته، مانند دیدار مقابل تراکتور و استقلال تهران، بازیکنان جوان توانسته‌اند تا حدی ضعف‌های تاکتیکی را پوشش دهند؛ اما هر زمان انگیزه کاهش یافته، مقابل تیم‌هایی چون سپاهان، گل‌گهر، خیبر، پرسپولیس و فولاد، ایرادات فنی یکی پس از دیگری نمایان شده است. حتی در دو بازی که میردورقی حضور نداشت، یکی از معدود تاکتیک‌های تیم یعنی پرتاب اوت‌های بلند نیز از دست رفت؛ موضوعی که ضرورت یافتن راه‌حل‌های متنوع‌تر در فاز هجومی را بیش از پیش نشان می‌دهد.

در چنین شرایطی، اضافه شدن یک آنالیزور باتجربه و یک تمرین‌دهنده حرفه‌ای که بتواند خواسته‌های فنی کادر را با تمرینات به‌روز پیاده کند، نه یک انتخاب لوکس، بلکه ضرورتی حیاتی است. افزایش وزن نیمکت، تقویت فنی تیم و جذب یک هافبک بازی‌ساز و دو مهاجم گلزن در نیم‌فصل، می‌تواند استقلال خوزستان را از وضعیت فعلی خارج کند. امید است این تیم با مدیریت جدید و اصلاح ایرادات پرتعداد تاکتیکی، هرچه زودتر خود را پیدا کرده و به روزهای خوبش بازگردد؛ چرا که در روزهایی که انگیزه و دوندگی وجود ندارد، ضعف‌های فنی بی‌رحمانه خود را نشان می‌دهند و تیم حتی حداقل‌های لازم را نیز نخواهد داشت.

 

محسن بابادی