به گزارش سرویس ورزشی راوی کار، حذف تیم نوجوانان ایران مقابل هند، تیمی که نه سابقه چندانی دارد و نه در فوتبال پایه آسیا قدرتی محسوب میشود، یک «حذف ورزشی» نبود؛ شکست یک سیستم معیوب، بیپاسخگو و رهاشده بود.
سالهاست فوتبال پایه ایران نه برنامه دارد، نه ساختار، نه پاسخگو. حاصل؟ شکستهای پیاپی، نابودی نسلهای بااستعداد و مربیانی که بدون ترس از ارزیابی، همچنان صاحب صندلیهای امن خود باقی میمانند.
مشکل اصلی: هیچکس در فوتبال پایه مسئول نیست
در کشورهای توسعهیافته، شکست در ردههای پایه زنگ خطر است؛ مدیر فنی، سرمربی، مدیر آکادمی و حتی کمیته جوانان پاسخگو هستند. اما در ایران، شکستهای متوالی نه تنها منجر به پاسخگویی نمیشود، بلکه گویی بخشی از روند طبیعی فوتبال کشور شده است.
این چرخه از نبود یک سازوکار روشن برای ارزیابی مربیان، نظارت بر انتخاب بازیکنان و تعیین شاخصهای عملکردی ناشی میشود. مربیان تیمهای پایه بدون ارائه گزارش فنی، بدون پاسخ به انتخابهای عجیب، و حتی بدون ارائه برنامه بلندمدت، تنها با روابط سازمانی یا دورهای، پستهای خود را حفظ میکنند.
ادعاهای گسترده درباره لابی و انتخابهای سفارشی
سالهاست در رسانههای ورزشی و فضای فوتبال پایه گلایهها و گزارشهای متعدد درباره «انتخاب سفارشی یا پولی» بازیکنان منتشر میشود. هیچکس حق ندارد بدون سند کسی را متهم کند، اما نمیتوان چشم بر این حجم از گزارشها، اعتراض خانوادهها، و کنایههای مربیان باسابقه بست.
مشکل اصلی نه اثبات یا عدم اثبات این ادعاها، بلکه نبود سازوکاری برای شفافسازی است. وقتی سیستم نظارت و پاسخگویی وجود نداشته باشد، زمین برای هرگونه تخلف ــ واقعی یا ادعایی ــ آماده میشود.
وقتی تکنیک قربانی «فیزیکزدگی» میشود
دهها بازیکن تکنیکی، خلاق و باهوش هر سال فقط به این دلیل کنار گذاشته میشوند که «فیزیک درشت» ندارند. این نگاه عقبمانده که «بازیکن حرفهای فقط باید هیکل بزرگ داشته باشد» فوتبال ایران را از نسلهایی محروم کرده که میتوانستند ستاره شوند.
مدلهای روز دنیا، مثل آکادمیهای آژاکس، اسپورتینگ و ژاپن نشان میدهد تکنیک، هوش و قابلیت رشد بسیار مهمتر از قد و وزن نوجوانی است. ما اما همچنان معیارهای دهه ۷۰ را برای فوتبال ۲۰۲۵ به کار میبریم.
فقدان روانشناسیِ موثر ورزشی و شخصیت ملیپوشی
مشکل فقط فنی نیست. مشکل، شخصیتسازی در فوتبال پایه است. بازیکنی که باید بعد از حذف شرمنده مردم باشد، امروز با افتخار عکس میگذارد! چرا؟ چون:
از اول کسی به او «وظیفه ملی» را آموزش نداده.
هیچ کس برایش ماهیت پیراهن تیم ملی را توضیح نداده.
هیچ روانشناس ورزشی خبره کنار تیم نبوده تا بداند ملیپوش بودن فقط لباس پوشیدن نیست، تعهد، شخصیت و بلوغ است.
وقتی فوتبالیست نوجوان از همان ابتدا «لباس تیم ملی» را جایگاه اجتماعی میبیند نه مسئولیت ملی، نتیجه همین میشود: حذف نمیسوزاند، چون هدف فقط عکسگرفتن بوده، نه جنگیدن برای کشور.
چه باید کرد؟ سازوکارهای لازم برای پاسخگویی
برای اصلاح فوتبال پایه، این موارد ضروری هستند:
۱. ایجاد کمیته ارزیابی فنی مستقل.
۱.۱. ارزیابی مربیان بر اساس نتایج، کیفیت بازی، رشد بازیکنان و تحلیلهای فنی
۱.۲. الزام ارائه گزارش مکتوب پس از هر تورنمنت
۱.۳. ارائه برنامه کوتاهمدت و بلندمدت
۲. شفافسازی فرآیند انتخاب بازیکن
۲.۱. انتشار معیارهای انتخاب در سایت فدراسیون
۲.۲. ثبت مستندات تستها و ارزیابیها
۲.۳. امکان اعتراض رسمی خانوادهها یا مربیان باشگاهی
۳. حضور روانشناس ورزشی دائمی در همه تیمهای پایه
۳.۱. آموزش وظایف ملیپوش
۳.۲. تقویت مسئولیتپذیری
۳.۳. جلوگیری از رفتارهای نمایشی و بیمسئولیتی در فضای مجازی
۴. جلوگیری از گردش مربیان ناکارآمد
۴.۱. مربیای که در چند دوره شکست خورده، نباید دوباره در ردهای دیگر سرمربی شود.
۴.۲. نظام چرخش مربیان بدون ارزیابی باید پایان یابد.
۵. تعریف برنامه پنجساله رشد بازیکن
۵.۱. تمرکز بر تکنیک و هوش بازی
۵.۲. مدلبرداری از آکادمیهای موفق
۵.۳. حذف نگاه بدنیمحور و تکبعدی
حذف مقابل هند یک هشدار بود؛ اگر اینبار هم پاسخگویی نباشد، سقوط ادامه دارد.
فوتبال ایران زمانی در آسیا پیشتاز بود، اما ردههای پایه، امروز تصویر واقعیِ آینده فوتبال کشورند. شکست امروزِ نوجوانان، شکست فردای تیم ملی بزرگسالان است.
اگر فدراسیون و مربیان تیمهای پایه بالاخره پاسخگو نشوند، اگر سازوکار نظارتی شکل نگیرد، و اگر فرهنگ مسئولیتپذیری به بازیکنان آموزش داده نشود، فرقی نمیکند رقیب هند باشد یا هر تیم دیگری؛ ایران با این ساختار، محکوم به تکرار شکست است.
ذوالفقار شریعت












Wednesday, 28 January , 2026