فرشاد اوجانی، فعال کارگری، با تأکید بر وخامت وضعیت درمانی بازنشستگان می‌گوید بیمه پایه و نیمه‌تکمیلی سال‌هاست از تأمین نیازهای واقعی این قشر بازمانده و امروز درمان برای بسیاری از آنان به بحران بدل شده است.

فرشاد اوجانی، فعال کارگری، در گفت‌وگو با راوی کار با اشاره به شرایط سخت و رو‌به‌وخامت بازنشستگان می‌گوید امروز وضعیت به نقطه‌ای رسیده که هرگونه سکوت در برابر آن، بی‌مسئولیتی و چشم‌پوشی بر رنج نسلی است که ستون‌های این سرزمین را بر شانه‌های خود نگه داشتند.

او تأکید می‌کند که افزایش بی‌سابقه هزینه‌های درمان، دارو، خدمات پاراکلینیکی و بستری در حالی رخ داده که درآمد بازنشستگان ثابت و ناچیز مانده است؛ همین فاصله، آنان را به‌تدریج در زیر فشار هزینه‌های درمان فرسوده کرده است.

به گفته اوجانی، پرسش ساده‌ای که این روزها از زبان بسیاری شنیده می‌شود «اینکه آیا بیمه پایه و نیمه‌تکمیلی پاسخگوی نیازهای درمانی بازنشستگان هست یا نه؟» پاسخی روشن و بی‌رحم دارد: «هرگز».

او معتقد است که بیمه‌های موجود سال‌هاست از واقعیت اقتصادی کشور فاصله گرفته‌اند و توان پوشش هزینه‌های ضروری درمان را ندارند. اوجانی با اشاره به پایین بودن سقف تعهدات بیمه‌ای، حذف داروهای مهم از فهرست پوشش، محدودیت‌های بیمارستان‌ها برای پذیرش بیمه‌شدگان و افزایش پرداخت از جیب بازنشستگان می‌گوید: «جیب بازنشستگان سال‌هاست تهی شده و ادامه این روند به‌هیچ‌وجه قابل دفاع نیست.»

این فعال کارگری تأکید می‌کند آنچه امروز بر بازنشستگان می‌گذرد نه قابل‌توجیه است و نه قابل‌قبول؛ بحرانی است که هر روز عمیق‌تر می‌شود و بی‌توجهی به آن پیامدهای جبران‌ناپذیری خواهد داشت. او از مسئولان سازمان تأمین اجتماعی، وزارت رفاه و سایر نهادهای مرتبط می‌خواهد بازنشستگان را از روند تصمیم‌گیری کنار نگذارند و هرچه سریع‌تر سیاست‌های درمانی و بیمه‌ای کشور را متناسب با شرایط اقتصادی روز اصلاح کنند.

اوجانی مطالبات بازنشستگان را شفاف و مشخص می‌داند: اصلاح فوری و اساسی پوشش بیمه پایه و تکمیلی، افزایش واقعی سقف تعهدات درمانی، حذف پرداخت آزاد برای داروهای حیاتی، کاهش هزینه‌های بستری و پاراکلینیک، برخورد با مراکز درمانی متخلف و توجه جدی به بیماری‌های مزمن و پرهزینه دوران بازنشستگی.

او می‌گوید این خواسته‌ها نه لطف و نه امتیاز، بلکه حق مسلم بازنشستگانی است که سال‌ها برای آبادانی کشور تلاش کرده‌اند.

به باور اوجانی، صدای بازنشستگان صدای اعتراض نیست؛ صدای درد است. «صدای پدران و مادرانی که نجابتشان اجازه فریاد نمی‌دهد، اما زخم‌هایشان از دور فریاد می‌کشد.» او هشدار می‌دهد که بی‌تفاوتی در برابر این وضعیت، بی‌تفاوتی در برابر شأن انسان است و پیش از آنکه بحران بزرگ‌تر شود، باید اقدامی جدی و فوری صورت گیرد.